اسمNomen
Verkehr
der/[fɛɐ̯ˈkeːɐ̯]
جمع: Verkehre
ملکی: Verkehr(e)s
معانی
1. ترافیک، رفتوآمد (حرکت و جابهجاییِ وسایل نقلیه، افراد و کالاها)بیشتر▾
• Der Nebel brachte den Verkehr zum Erliegen.مه ترافیک را از کار انداخت.
2. گردش (جریان و مبادلهٔ کالا، خدمات و وسایل پرداخت)بیشتر▾
• Wer fahrlässig verdorbene Lebensmittel in den Verkehr bringt, wird bestraft.هر کس از روی بیاحتیاطی مواد غذاییِ فاسد را به بازار عرضه کند مجازات میشود.
3. ارتباط، معاشرت (با کسی)بیشتر▾
• Die beiden Familien unterhielten einen regelmäßigen Verkehr.آن دو خانواده رفتوآمدِ منظمی با هم داشتند.
4. رابطهٔ جنسی (مترادفِ Geschlechtsverkehr)بیشتر▾
• Verkehr zwischen Erwachsenen ist rechtlich geregelt.رابطهٔ جنسی میان بزرگسالان از نظر قانونی تنظیم شده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
