اسمNomen

Verkehr

der/[fɛɐ̯ˈkeːɐ̯]
جمع: Verkehre
ملکی: Verkehr(e)s

معانی

• Der Nebel brachte den Verkehr zum Erliegen.مه ترافیک را از کار انداخت.
• Wer fahrlässig verdorbene Lebensmittel in den Verkehr bringt, wird bestraft.هر کس از روی بی‌احتیاطی مواد غذاییِ فاسد را به بازار عرضه کند مجازات می‌شود.
• Die beiden Familien unterhielten einen regelmäßigen Verkehr.آن دو خانواده رفت‌وآمدِ منظمی با هم داشتند.
• Verkehr zwischen Erwachsenen ist rechtlich geregelt.رابطهٔ جنسی میان بزرگسالان از نظر قانونی تنظیم شده است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی