1عدد اصلیKardinalzahl
Vier
[fiːɐ̯]
معانی
1. عدد ۴؛ چهاربیشتر▾
• Sie haben vier Kinder.آنها چهار فرزند دارند.
2
اسمNomen
die/[fiːɐ̯]
جمع: Vieren
ملکی: Vier
معانی
1. رقم ۴بیشتر▾
• Schreibe eine Vier an die Tafel.رقم ۴ را روی تخته بنویس.
2. نمرهی ۴ در کارنامه یا ارزیابیبیشتر▾
• Er hat in Mathe eine Vier bekommen.او در ریاضی نمرهی ۴ گرفت.
3. ورق بازی با ۴ نشانهبیشتر▾
• Er legte die Vier auf den Tisch.او آن ورق (۴) را روی میز گذاشت.
4. ۴ نقطهی تاسبیشتر▾
• Er würfelte eine Vier.او تاس ۴ آورد.
5. (محاورهای) اتوبوس یا تراموای خط ۴بیشتر▾
• Ich fahre mit der Vier.من با خط ۴ میروم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




