1حرف‌اضافهPräposition

von

معانی

• Der Zug kommt von Berlin.قطار از برلین می‌آید.
• Sie nahm das Bild von der Wand.او تابلو را از دیوار برداشت.
• Das Haus liegt nicht weit von der Schule.خانه از مدرسه دور نیست.
• Er ist von auswärts.او اهلِ جای دیگری است.
• Das kommt von Herzen.این از ته دل است.
• Von nun an gilt die neue Regel.از این پس قاعدهٔ جدید برقرار است.
• Er ist ein Mann von Charakter.او مردی با شخصیت است.
• Ein Brett von zwei Meter Länge wurde geliefert.تخته‌ای به طول دو متر تحویل شد.
• Sie trug ein Kleid von Seide.او لباسی از ابریشم پوشیده بود.
• Er hat das von seinem Lohn gekauft.او این را با دستمزدش خرید.
• Er ist erschöpft von der vielen Arbeit.او از کارِ زیاد خسته است.
• Das Kind wurde von der Mutter gerufen.کودک را مادرش صدا زد.
• Das ist eine Novelle von Theodor Storm.این نوولی از تئودور اشتورم است.
• Sie hat von dem Geld die Hälfte bekommen.او نصفِ آن پول را گرفت.
• Er ist ein Riese von einem Mann.او مردی غول‌پیکر است.
• Ich kenne ihn von Person.من او را شخصاً می‌شناسم.
• Das war klug von dir.این از تو زیرکانه بود.
• Wir haben gerade von ihm gesprochen.ما همین الان دربارهٔ او صحبت می‌کردیم.
• Johann Wolfgang von Goetheیوهان ولفگانگ فون گوته
2
قید مکانLokaladverb

معانی

• Da habe ich schon viel von gehört.من دربارهٔ آن پیش‌تر چیزهای زیادی شنیده‌ام.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی