در حال بارگذاری...

اسمNomen

Wand

die/[vant]
جمع: Wände
ملکی: Wand

معانی

• Das Bild hängt an der Wand.تصویر به دیوار آویزان است.
• Es war, als redete er gegen eine Wand.انگار با دیوار صحبت می‌کرد.
• Es ist zum Die-Wände-Hochgehen.آدم را به دیوانگی می‌رساند.
• Eine Wand aus Brettern versperrte den Weg.دیواره‌ای از تخته راه را بسته بود.
• Man wollte uns an die Wand stellen.می‌خواستند ما را تیرباران کنند.
• Eine spanische Wand dient als Raumteiler.پاراوان به‌عنوان جداکننده‌ی اتاق به‌کار می‌رود.
• Du hast eine Wand zwischen uns aufgerichtet.تو میان ما دیواری کشیده‌ای.
• Die Bergsteiger bezwingen die Wand.کوهنوردان از دیواره‌ی صخره بالا می‌روند.
• Eine schwarze Wand zieht auf.دیواره‌ی سیاهی از ابر پدید می‌آید.
• Die Wand des Magens ist dünn.دیواره‌ی معده نازک است.
• Die Wand des Rohres ist dick.دیواره‌ی لوله ضخیم است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی