صفتAdjektiv
weiblich
| weiblich | weiblicher | am weiblichsten |
معانی
1. مؤنث؛ متعلق به جنسیتِ زنانه (در برابرِ مذکر)بیشتر▾
• Auf dem Formular müssen Sie angeben, ob Sie männlich oder weiblich sind.در فرم باید مشخص کنید که مذکر هستید یا مؤنث.
2. زنانه؛ متعلق به یا ویژهیِ زنانبیشتر▾
• Sie trägt heute ein sehr weibliches Kleid.او امروز لباسی بسیار زنانه پوشیده است.
3. دارایِ ویژگیهایِ بهخصوصِ زنانه یا برازندهیِ سرشتِ زنانهبیشتر▾
• Ihre weibliche Intuition hat sie nicht getäuscht.شمِ زنانهاش او را فریب نداد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
