اسمNomen
Wind
der
جمع: Winde
ملکی: Wind(e)s
معانی
1. حرکت محسوس و نسبتاً قوی هوا؛ بادبیشتر▾
• Der Wind, der schneidend über den weiten Platz wehte, zerrte an seinen langen schwarzen Haaren.بادی که تیز بر فراز میدان پهن میوزید موهای بلند و سیاه او را میکشید.
2. (در عبارت in alle Winde) به همه جا؛ به هر سوبیشتر▾
• Die Familie ist in alle Winde zerstreut.خانواده به هر سو پراکنده شده است.
3. (تعبیر محترمانهتر) گاز روده؛ باد شکمبیشتر▾
• Er ließ einen Wind fahren.او باد شکم رها کرد.
4. (اصطلاح فنی) هوایی که با دم به لولههای ارگ میرسدبیشتر▾
• Der Lehrer will Wind in seiner Orgel haben.معلم میخواهد در ارگش هوا باشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




