صفتAdjektiv
zählbar
[ˈtsɛːlbaːɐ̯]
معانی
1. قابلِ شمارش، شمردنیبیشتر▾
• Die Äpfel im Korb sind zählbar.سیبهای داخلِ سبد قابلِ شمارش هستند.
• Im Gegensatz zu Sand sind Steine leicht zählbar.برخلافِ شن، سنگها بهراحتی قابلِ شمارش هستند.
• Ob eine Menge als zählbar gilt, hängt in der Mathematik davon ab, ob sich ihre Elemente den natürlichen Zahlen eindeutig zuordnen lassen.در ریاضیات، اینکه یک مجموعه شمردنی بهحساب میآید یا نه، بستگی به این دارد که اعضایش بتوانند بهطورِ یکبهیک با اعدادِ طبیعی متناظر شوند.
2. [زبانشناسی] شمارشپذیر (اسمِ قابلِ جمعبستن)بیشتر▾
• 'Buch' ist ein zählbares Nomen.«Buch» یک اسمِ شمارشپذیر است.
• Zählbare Substantive kann man im Deutschen in den Plural setzen.اسمهای شمارشپذیر را در آلمانی میشود بهصورتِ جمع درآورد.
• Der Unterschied zwischen zählbaren und nicht zählbaren Substantiven bereitet vielen Deutschlernenden im Umgang mit dem Artikelgebrauch Schwierigkeiten.تفاوتِ میانِ اسمهای شمارشپذیر و شمارشناپذیر برای بسیاری از زبانآموزانِ آلمانی در استفاده از آرتیکل دشواری ایجاد میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
