صفتAdjektiv
zahlreich
[ˈtsaːlʁaɪç]
| zahlreich | zahlreicher | am zahlreichsten |
معانی
1. متعدد، بسیار زیادبیشتر▾
• Zahlreiche Kinder spielen im Park.بچههای زیادی در پارک بازی میکنند.
• Zahlreiche Zuschauer kamen zu dem Konzert, obwohl es an diesem Abend stark regnete.با وجودِ بارانِ شدیدِ آن شب، تماشاگرانِ زیادی به کنسرت آمدند.
• Trotz zahlreicher kritischer Stimmen aus der Fachwelt setzte sich die neue Theorie innerhalb weniger Jahre weitgehend durch.با وجودِ صداهایِ انتقادیِ متعدد از سویِ اهلِ فن، این نظریهٔ جدید ظرفِ چند سال تا حدِ زیادی جا افتاد.
2. بزرگ، پرجمعیت (مثلاً خانواده)بیشتر▾
• Sie hat eine zahlreiche Familie.او خانوادهٔ پرجمعیتی دارد.
• Die zahlreiche Verwandtschaft traf sich jedes Jahr zu Weihnachten in einem großen Haus.خویشاوندانِ زیادی هر سال در کریسمس در یک خانهٔ بزرگ دورِهم جمع میشدند.
• In ländlichen Gebieten galt eine zahlreiche Familie früher als Zeichen von Wohlstand und gesellschaftlichem Ansehen.در مناطقِ روستایی، داشتنِ خانوادهٔ پرجمعیت زمانی نشانهٔ رفاه و اعتبارِ اجتماعی بهحساب میآمد.
3. به تعدادِ بسیار زیاد، بهکثرتبیشتر▾
• Die Gäste erschienen zahlreich.مهمانان به تعدادِ زیاد حاضر شدند.
• Die Bevölkerung protestierte zahlreich gegen die geplante Fabrik.مردم به تعدادِ زیاد علیهِ کارخانهٔ برنامهریزیشده اعتراض کردند.
• Die Bürger versammelten sich zahlreich vor dem Rathaus, um gegen die umstrittene Entscheidung des Stadtrats zu demonstrieren.شهروندان به تعدادِ زیاد جلوی شهرداری جمع شدند تا علیهِ تصمیمِ بحثبرانگیزِ شورای شهر تظاهرات کنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
