اسمNomen
Zählung
die/[ˈtsɛːlʊŋ]
جمع: Zählungen
ملکی: Zählung
معانی
1. شمارش، سرشماریبیشتر▾
• Die Zählung der Stimmen dauert lange.شمارشِ آرا طولانی طول میکشد.
• Laut der letzten Zählung ist die Einwohnerzahl der Stadt leicht gestiegen.طبقِ آخرین سرشماری، جمعیتِ شهر کمی افزایش یافته است.
• Bei der landesweiten Zählung wurden erstmals auch digitale Erhebungsmethoden eingesetzt, um genauere Ergebnisse zu erzielen.در سرشماریِ سراسریِ کشور، برایِ اولینبار روشهای دیجیتالِ جمعآوریِ داده هم برایِ رسیدن به نتایجِ دقیقتر بهکار گرفته شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
