اسمNomen

Zahnarzt

der/[ˈtsaːnˌʔaːɐ̯tst]
جمع: Zahnärzte
ملکی: Zahnarztes

معانی

• Ich habe heute einen Termin beim Zahnarzt.امروز نوبتِ دندان‌پزشکی دارم.
• Der Zahnarzt riet ihr, regelmäßig zur Kontrolle zu kommen.دندان‌پزشک به او توصیه کرد که برایِ معاینه به‌طورِ منظم مراجعه کند.
• Viele Menschen verschieben den Besuch beim Zahnarzt, obwohl frühzeitige Vorsorgeuntersuchungen größere Schäden verhindern könnten.بسیاری از مردم مراجعه به دندان‌پزشک را به تعویق می‌اندازند، هرچند معایناتِ زودهنگام می‌تواند از آسیب‌های بزرگ‌تر جلوگیری کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی