اسمNomen

Zahnkrone

die/[ˈtsaːnˌkʁoːnə]
جمع: Zahnkronen
ملکی: Zahnkrone

معانی

• Er hat eine Zahnkrone bekommen.او یک روکشِ دندان گرفت.
• Nach der Wurzelbehandlung setzte der Zahnarzt eine Zahnkrone auf den beschädigten Zahn.بعد از عصب‌کشی، دندان‌پزشک یک روکش رویِ دندانِ آسیب‌دیده گذاشت.
• Zahnkronen aus Vollkeramik gelten heute als besonders naturgetreu, da sie Lichtdurchlässigkeit und Farbe echter Zähne täuschend gut nachahmen.روکش‌های تمام‌سرامیکی امروزه بسیار طبیعی به‌حساب می‌آیند، چون نورگذری و رنگِ دندانِ واقعی را به‌طورِ شگفت‌انگیزی تقلید می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی