اسمNomen
Zahnmedizin
die/[ˈtsaːnmediˌtsiːn]
ملکی: Zahnmedizin
معانی
1. دندانپزشکی (رشتهٔ علمی/تخصصی)بیشتر▾
• Er studiert Zahnmedizin.او دندانپزشکی میخواند.
• Nach dem Studium der Zahnmedizin muss man eine Approbation beantragen, bevor man praktizieren darf.بعد از تحصیل در رشتهٔ دندانپزشکی، باید پیش از شروعِ به کار، مجوزِ طبابت درخواست داد.
• Fortschritte in der digitalen Zahnmedizin, etwa durch computergestützte Verfahren, haben die Diagnostik und Behandlungsplanung revolutioniert.پیشرفتها در دندانپزشکیِ دیجیتال، مثلاً از طریقِ روشهای رایانهای، تشخیص و برنامهریزیِ درمان را متحول کردهاند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
