اسمNomen
Zahnpasta
die/[ˈtsaːnˌpasta]
جمع: Zahnpasten
ملکی: Zahnpasta
معانی
1. خمیردندانبیشتر▾
• Ich brauche eine neue Zahnpasta.من به یک خمیردندانِ جدید احتیاج دارم.
• Er putzt sich jeden Abend die Zähne mit fluoridhaltiger Zahnpasta.او هر شب دندانهایش را با خمیردندانِ حاویِ فلوراید مسواک میزند.
• Zahnärzte empfehlen, beim Kauf einer Zahnpasta auf den Fluoridgehalt zu achten, da dieser den Zahnschmelz nachweislich stärkt.دندانپزشکان توصیه میکنند هنگامِ خریدِ خمیردندان به میزانِ فلورایدِ آن توجه شود، زیرا ثابت شده که مینای دندان را تقویت میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
