اسمNomen

Zahnrad

das/[ˈtsaːnˌʁaːt]
جمع: Zahnräder
ملکی: Zahnrads

معانی

• Das Zahnrad dreht sich langsam.چرخ‌دنده به‌آرامی می‌چرخد.
• In dem alten Uhrwerk greifen viele kleine Zahnräder ineinander.در آن ساعتِ قدیمی، چرخ‌دنده‌های کوچکِ زیادی داخلِ هم قرار می‌گیرند.
• Die Zahnräder des Getriebes müssen exakt aufeinander abgestimmt sein, damit die Kraftübertragung reibungslos funktioniert.چرخ‌دنده‌های گیربکس باید کاملاً با هم هماهنگ باشند تا انتقالِ نیرو بدونِ مشکل انجام شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی