اسمNomen
Zäpfchen
das/[ˈtsɛpfçən]
جمع: Zäpfchen
ملکی: Zäpfchens
معانی
1. شیافبیشتر▾
• Der Arzt verschreibt dem Kind ein Zäpfchen gegen das Fieber.پزشک برایِ بچه یک شیاف برایِ تب تجویز میکند.
• Wenn das Baby nicht schlucken kann, verabreicht man das Medikament oft als Zäpfchen.وقتی نوزاد نتواند دارو را قورت دهد، اغلب دارو را بهصورتِ شیاف تجویز میکنند.
• Zäpfchen wirken über die Darmschleimhaut und eignen sich deshalb besonders gut, wenn Übelkeit oder Erbrechen die orale Einnahme erschweren.شیافها از طریقِ مخاطِ روده اثر میکنند و به همین دلیل زمانی که تهوع یا استفراغ خوردنِ دارو از راهِ دهان را سخت میکند، بسیار مناسب هستند.
2. ملاز، زبانِ کوچک (زائدهٔ کوچکِ آویزان در ته حلق)بیشتر▾
• Der Arzt schaut sich das Zäpfchen im Hals an.پزشک به ملازِ ته گلو نگاه میکند.
• Bei einer Mandelentzündung kann auch das Zäpfchen anschwellen.در التهابِ لوزه، ملاز هم میتواند متورم شود.
• Das Zäpfchen im Rachen spielt beim Sprechen des sogenannten Zäpfchen-R eine zentrale Rolle, wie es etwa im Französischen oder Deutschen vorkommt.ملازِ حلق نقشِ اصلی را در تلفظِ بهاصطلاح «رِ ملازی» ایفا میکند، همانطور که مثلاً در فرانسه یا آلمانی وجود دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
