اسمNomen
Zäsur
die/[tsɛˈzuːɐ̯]
جمع: Zäsuren
ملکی: Zäsur
معانی
1. نقطهی عطف، گسست، وقفهی مهم (در زندگی یا تاریخ)بیشتر▾
• Der Krieg war eine Zäsur in ihrem Leben.جنگ نقطهعطفی در زندگیِ او بود.
• Der Fall der Mauer gilt als wichtige Zäsur in der deutschen Geschichte.فروپاشیِ دیوار بهعنوانِ نقطهعطفِ مهمی در تاریخِ آلمان شناخته میشود.
• Die Pandemie markierte eine tiefgreifende Zäsur, deren gesellschaftliche und wirtschaftliche Folgen erst Jahre später vollständig sichtbar wurden.همهگیری نقطهعطفی عمیق بود که پیامدهای اجتماعی و اقتصادیاش تنها سالها بعد بهطورِ کامل آشکار شد.
2. مکث، وقفه (در وزنِ شعر؛ اصطلاحِ ادبی)بیشتر▾
• In diesem Vers gibt es eine Zäsur.در این بیت یک مکث وجود دارد.
• Der Dichter setzte die Zäsur genau in die Mitte der Zeile.شاعر مکث را دقیقاً در وسطِ مصرع قرار داد.
• Die regelmäßige Zäsur nach der vierten Silbe verleiht dem Gedicht einen fast musikalischen, rhythmischen Charakter.مکثِ منظم پس از هجایِ چهارم به شعر خصلتی تقریباً موسیقایی و ریتمیک میبخشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
