اسمNomen
Zauberei
die/[ˌtsaʊ̯bəˈʁaɪ̯]
جمع: Zaubereien
ملکی: Zauberei
معانی
1. جادوگری، سحر و جادو (فعالیتِ ماوراءالطبیعه)بیشتر▾
• Im Mittelalter wurde Zauberei bestraft.در قرونِوسطی جادوگری مجازات میشد.
• Im Märchen kann die alte Frau mit Zauberei jeden Wunsch erfüllen.در قصه، پیرزن با جادوگری میتواند هر آرزویی را برآورده کند.
• Während der frühen Neuzeit wurden unzählige Menschen unschuldig der Zauberei bezichtigt und deshalb verfolgt.در اوایلِ دورانِ مدرن، افرادِ بیشماری بیگناه به جادوگری متهم و به همین دلیل تعقیب شدند.
2. شعبده، تردستی (نمایش/سرگرمی)بیشتر▾
• Die Kinder liebten die Zauberei des Clowns.بچهها شعبدهی دلقک را دوست داشتند.
• Mit geschickter Zauberei ließ der Künstler die Münze verschwinden.هنرمند با تردستیِ ماهرانه سکه را ناپدید کرد.
• Seine Zauberei beruhte nicht auf übernatürlichen Kräften, sondern auf jahrelanger Übung und geschickter Fingerfertigkeit.شعبدهی او نه بر نیروهای ماوراءالطبیعه، بلکه بر سالها تمرین و مهارتِ دستی استوار بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
