اسمNomen
Zauberformel
die/[ˈtsaʊ̯bɐˌfɔʁməl]
جمع: Zauberformeln
ملکی: Zauberformel
معانی
1. ورد، افسون (کلماتِ جادویی برایِ ایجادِ سحر)بیشتر▾
• Die Hexe murmelt eine Zauberformel.جادوگر وردی زیرِ لب زمزمه میکند.
• Niemand kannte die geheime Zauberformel, mit der man das Tor öffnen konnte.هیچکس وردِ مخفیای را که با آن میشد دروازه را باز کرد، نمیدانست.
• Erst als der junge Zauberlehrling die uralte Zauberformel fehlerfrei aussprach, erwachte die Statue zum Leben.فقط وقتی که شاگردِ جوانِ جادوگر وردِ باستانی را بدونِ خطا به زبان آورد، مجسمه به زندگی برخاست.
2. [مجازی] راهحلِ معجزهآسا، نسخهی جادویی (برایِ حل کردنِ یک مشکل)بیشتر▾
• Für Erfolg gibt es keine Zauberformel.برایِ موفقیت هیچ نسخهی جادوییای وجود ندارد.
• Der Trainer sucht seit Jahren nach der Zauberformel für ein erfolgreiches Team.مربی سالهاست بهدنبالِ نسخهی جادویی برایِ تیمی موفق است.
• Politiker versprechen gerne eine einfache Zauberformel gegen die Wirtschaftskrise, obwohl die tatsächlichen Ursachen weitaus komplexer sind.سیاستمداران دوست دارند نسخهای جادویی و ساده در برابرِ بحرانِ اقتصادی وعده دهند، هرچند علل واقعی بسیار پیچیدهترند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
