اسمNomen
Zehenspitze
die/[ˈtseːənˌʃpɪtsə]
جمع: Zehenspitzen
ملکی: Zehenspitze
معانی
1. نوکِ انگشتِ پا، پنجهی پابیشتر▾
• Sie stand auf den Zehenspitzen, um besser sehen zu können.او روی نوکِ پا ایستاد تا بهتر ببیند.
• Der Tänzer bewegte sich elegant auf den Zehenspitzen über die Bühne.رقصنده با ظرافت روی نوکِ پا رویِ صحنه حرکت میکرد.
• Um die Vase auf dem obersten Regal zu erreichen, musste sie sich vorsichtig auf die Zehenspitzen stellen.برای رسیدن به گلدانِ روی بالاترین قفسه، او مجبور شد با احتیاط روی نوکِ پا بایستد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
