اسمNomen
Zeichen
das/[ˈtsaɪçn̩]
جمع: Zeichen
ملکی: Zeichens
معانی
1. نشانه، علامت (چیزی که به چیزِ دیگری دلالت میکند)بیشتر▾
• Rauch ist oft ein Zeichen für Feuer.دود اغلب نشانهی آتش است.
• Ihr Schweigen war ein deutliches Zeichen ihrer Enttäuschung.سکوتِ او نشانهی روشنِ ناامیدیاش بود.
• Ein plötzlicher Kursrückgang an der Börse gilt oft als frühes Zeichen einer bevorstehenden wirtschaftlichen Krise.افتِ ناگهانیِ قیمتها در بورس اغلب نشانهی زودهنگامِ یک بحرانِ اقتصادیِ در راه بهحساب میآید.
2. نویسه، حرف، علامتِ نوشتاری (مثلاً حروف، اعداد، علائمِ خاص)بیشتر▾
• Das Passwort muss mindestens acht Zeichen haben.رمزِ عبور باید حداقل هشت نویسه/کاراکتر داشته باشد.
• Auf der Tastatur gibt es viele Sonderzeichen, die selten benutzt werden.روی صفحهکلید نویسههای خاصِ زیادی وجود دارد که بهندرت استفاده میشوند.
• In der SMS war die Anzahl der Zeichen früher auf hundertsechzig begrenzt, was eine sehr knappe Ausdrucksweise erforderte.در پیامک تعدادِ نویسهها قبلاً به صدوشصت محدود بود، که نیازمندِ بیانِ بسیار مختصر بود.
3. اشاره، ایما، فرمان (حرکتی برای رساندنِ پیام)بیشتر▾
• Der Polizist gab dem Fahrer ein Zeichen anzuhalten.پلیس به راننده اشاره کرد که توقف کند.
• Sie machte ihrer Freundin heimlich ein Zeichen, damit diese aufhörte zu reden.او مخفیانه به دوستش اشاره کرد تا او صحبت کردن را متوقف کند.
• Mit einem knappen Zeichen der Hand gab der Dirigent dem Orchester das Signal zum Einsatz.رهبرِ ارکستر با یک اشارهی کوتاهِ دست، نشانهی شروع را به ارکستر داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
