اسمNomen

Zeile

die/[ˈtsaɪlə]
جمع: Zeilen
ملکی: Zeile

معانی

• Lies bitte die erste Zeile.لطفاً سطرِ اول را بخوان.
• Er hat mir nur ein paar Zeilen geschrieben, um sich zu entschuldigen.او فقط چند سطر برایم نوشت تا عذرخواهی کند.
• In der drittletzten Zeile des Vertrags versteckte sich eine Klausel, die leicht hätte übersehen werden können.در سطرِ سه‌ماقبلِ آخرِ قرارداد، بندی پنهان شده بود که به‌راحتی ممکن بود نادیده گرفته شود.
• Die letzte Zeile des Gedichts gefällt mir am besten.آخرین بیتِ شعر بیشتر از همه به دلم می‌نشیند.
• Der Sänger vergaß mitten im Konzert eine Zeile des Refrains.خواننده وسطِ کنسرت یک مصرع از قسمتِ تکرارشونده را فراموش کرد.
• Manche Zeilen dieses Liedes sind so vieldeutig, dass Literaturkritiker seit Jahrzehnten über ihre wahre Bedeutung streiten.برخی از بیت‌های این ترانه آنقدر چندپهلو هستند که منتقدانِ ادبی از دهه‌ها پیش درباره‌ی معنایِ واقعی‌شان بحث می‌کنند.
• In dieser Tabelle fehlt eine Zeile.در این جدول یک ردیف کم است.
• Sie strickte Reihe für Reihe, bis sie am Ende jeder Zeile die Maschen zählte.او ردیف به ردیف بافت، تا در انتهای هر رج چشمه‌ها را می‌شمرد.
• In der Kalkulationstabelle summierte eine Formel automatisch alle Werte der ausgewählten Zeile.در صفحه‌ی محاسبات، یک فرمول به‌طورِ خودکار همه‌ی مقادیرِ ردیفِ انتخاب‌شده را جمع می‌زد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی