اسمNomen

Zeitabstand

der/[ˈtsaɪtˌʔapʃtant]
جمع: Zeitabstände
ملکی: Zeitabstands

معانی

• Der Zeitabstand zwischen den Zügen beträgt zehn Minuten.فاصله‌ی زمانیِ بینِ قطارها ده دقیقه است.
• In regelmäßigem Zeitabstand überprüft der Techniker die Maschine.تکنسین دستگاه را در فاصله‌های زمانیِ منظم بررسی می‌کند.
• Die Studie zeigte, dass ein größerer Zeitabstand zwischen den beiden Impfdosen die Wirksamkeit sogar erhöhen kann.این پژوهش نشان داد که فاصله‌ی زمانیِ بیشتر بینِ دو دُزِ واکسن حتی می‌تواند اثربخشی را افزایش دهد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی