اسمNomen
Zeitenwende
die/[ˈtsaɪtn̩ˌvɛndə]
جمع: Zeitenwenden
ملکی: Zeitenwende
معانی
1. نقطهعطفِ تاریخی، آغازِ دورانی جدیدبیشتر▾
• Der Mauerfall war eine Zeitenwende.فروپاشیِ دیوارِ برلین یک نقطهعطفِ تاریخی بود.
• Viele Historiker sprechen bei diesem Ereignis von einer echten Zeitenwende.بسیاری از مورخان دربارهی این رویداد از یک نقطهعطفِ واقعی سخن میگویند.
• Der Bundeskanzler bezeichnete den Beginn des Krieges als eine Zeitenwende, die eine grundlegende Neuausrichtung der Sicherheitspolitik erfordere.صدراعظم آغازِ جنگ را نقطهعطفی تاریخی توصیف کرد که مستلزمِ بازتعریفِ بنیادینِ سیاستِ امنیتی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
