صفتAdjektiv
zeitgenössisch
[ˈtsaɪ̯tɡəˌnœsɪʃ]
معانی
1. معاصر، امروزی، همروزگار (مربوط به دورانِ حاضر)بیشتر▾
• Ich mag zeitgenössische Kunst.من هنرِ معاصر را دوست دارم.
• Das Museum zeigt eine Ausstellung mit Werken zeitgenössischer Künstler.این موزه نمایشگاهی از آثارِ هنرمندانِ معاصر برگزار کرده است.
• Die zeitgenössische Literatur setzt sich zunehmend mit Themen wie Digitalisierung und globalem Wandel auseinander.ادبیاتِ معاصر بهطورِ فزایندهای به موضوعاتی مانندِ دیجیتالیشدن و تحولاتِ جهانی میپردازد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
