صفتAdjektiv

zeitlos

[ˈtsaɪ̯tloːs]
zeitloszeitloseram zeitlosesten

معانی

• Dieses Kleid ist zeitlos schön.این لباس زیبایی بی‌زمانی دارد.
• Klassische Musik gilt oft als zeitlos.موسیقیِ کلاسیک اغلب بی‌زمان به‌حساب می‌آید.
• Der zeitlose Charme dieser Designklassiker macht sie auch nach Jahrzehnten noch begehrenswert.جذابیتِ بی‌زمانِ این کلاسیک‌های طراحی باعث می‌شود که حتی بعد از دهه‌ها هم مطلوب باشند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی