صفتAdjektiv
zeitraubend
[ˈtsaɪ̯tˌʁaʊ̯bn̩t]
| zeitraubend | zeitraubender | am zeitraubendsten |
معانی
1. وقتگیر، زمانبر (کاری که زمانِ زیادی میبرد)بیشتر▾
• Diese Aufgabe ist sehr zeitraubend.این کار خیلی وقتگیر است.
• Die Suche nach einer passenden Wohnung erwies sich als äußerst zeitraubend.پیدا کردنِ خانهٔ مناسب بسیار وقتگیر از آب درآمد.
• Der bürokratische Aufwand, den die Genehmigung erfordert, ist derart zeitraubend, dass viele Unternehmer entnervt aufgeben.بروکراسیِ لازم برای گرفتنِ مجوز آنقدر وقتگیر است که خیلی از کارآفرینان کلافه دست میکشند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
