اسمNomen
Zeitraum
der/[ˈtsaɪ̯tˌʁaʊ̯m]
جمع: Zeiträume
ملکی: Zeitraums
معانی
1. مدت، دوره، بازهٔ زمانیبیشتر▾
• In diesem Zeitraum war ich im Urlaub.در این بازهٔ زمانی من در تعطیلات بودم.
• Die Firma hat ihren Umsatz innerhalb eines kurzen Zeitraums deutlich gesteigert.شرکت درآمدش را ظرفِ یک بازهٔ زمانیِ کوتاه بهطورِ چشمگیری افزایش داد.
• Über einen Zeitraum von mehreren Jahrzehnten hinweg veränderte sich das Klima in dieser Region spürbar.طیِ یک بازهٔ زمانیِ چند دههای، آبوهوای این منطقه بهطورِ محسوسی تغییر کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
