اسمNomen

Zeittafel

die/[ˈtsaɪ̯tˌtaːfl̩]
جمع: Zeittafeln
ملکی: Zeittafel

معانی

• Im Buch gibt es eine Zeittafel.در این کتاب یک جدولِ زمانی وجود دارد.
• Die Zeittafel am Ende des Kapitels zeigt die wichtigsten Ereignisse im Überblick.جدولِ زمانیِ انتهایِ فصل، مهم‌ترین رویدادها را به‌صورتِ خلاصه نشان می‌دهد.
• Anhand der Zeittafel lässt sich nachvollziehen, wie eng die politischen Ereignisse mit den technologischen Entwicklungen jener Epoche verknüpft waren.با کمکِ جدولِ زمانی می‌توان دریافت که رویدادهای سیاسی چقدر به‌طورِ تنگاتنگ با پیشرفت‌های فناورانهٔ آن دوران پیوند داشتند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی