اسمNomen

Zeitung

die/[ˈtsaɪ̯tʊŋ]
جمع: Zeitungen
ملکی: Zeitung

معانی

• Mein Vater liest jeden Morgen die Zeitung.پدرم هر روز صبح روزنامه می‌خواند.
• In der Zeitung stand ein interessanter Artikel über den Klimawandel.در روزنامه مقالهٔ جالبی دربارهٔ تغییرِ اقلیم بود.
• Angesichts sinkender Auflagenzahlen kämpfen viele traditionelle Zeitungen um ihr wirtschaftliches Überleben.با توجه به کاهشِ تیراژ، بسیاری از روزنامه‌های سنتی برای بقایِ اقتصادیِ خود مبارزه می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی