اسمNomen
Zeitungsausschnitt
der/[ˈtsaɪ̯tʊŋsˌʔaʊ̯sʃnɪt]
جمع: Zeitungsausschnitte
ملکی: Zeitungsausschnitts
معانی
1. بریدهٔ روزنامه (تکهای که از روزنامه بریده شده)بیشتر▾
• Sie sammelt Zeitungsausschnitte.او بریدههای روزنامه جمعآوری میکند.
• In der Schublade fand er alte Zeitungsausschnitte über den Unfall.او در کشو بریدههای روزنامهٔ قدیمی دربارهٔ تصادف پیدا کرد.
• Anhand vergilbter Zeitungsausschnitte rekonstruierte die Historikerin die Ereignisse jener turbulenten Wochen.مورخ با کمکِ بریدههای روزنامهٔ زردشده، رویدادهای آن هفتههای پرآشوب را بازسازی کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
