اسمNomen
Zeitungsverkäufer
der/[ˈtsaɪtʊŋsfɛɐ̯ˌkɔɪfɐ]
جمع: Zeitungsverkäufer
ملکی: Zeitungsverkäufers
معانی
1. روزنامهفروشبیشتر▾
• Der Zeitungsverkäufer steht jeden Tag an der Ecke.روزنامهفروش هر روز سرِ همان گوشهٔ خیابان میایستد.
• Früher rief der Zeitungsverkäufer laut die Schlagzeilen aus, um Kunden anzulocken.قدیمها روزنامهفروش با صدای بلند تیترها را فریاد میزد تا مشتری جذب کند.
• In vielen Großstädten ist der Beruf des Zeitungsverkäufers durch den Rückgang der Printauflagen fast vollständig verschwunden.در بسیاری از کلانشهرها، شغلِ روزنامهفروشی بهخاطرِ کاهشِ تیراژِ نسخههای چاپی تقریباً بهطورِ کامل از بین رفته است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
