اسمNomen
Zeitvertreib
der/[ˈtsaɪtfɛɐ̯ˌtʁaɪp]
ملکی: Zeitvertreibs
معانی
1. سرگرمی، وقتگذرانی، تفریحبیشتر▾
• Lesen ist für mich ein schöner Zeitvertreib.کتابخواندن برایِ من یک سرگرمیِ خوب است.
• Zum Zeitvertreib spielen die Kinder auf der langen Zugfahrt Karten.بچهها برایِ وقتگذرانی در سفرِ طولانیِ قطار ورق بازی میکنند.
• Was einst als bloßer Zeitvertreib begann, entwickelte sich im Laufe der Jahre zu einer ernsthaften Leidenschaft, die sein ganzes Leben prägte.چیزی که زمانی فقط یک سرگرمیِ ساده بود، در طولِ سالها به شور و علاقهای جدی تبدیل شد که کلِ زندگیاش را شکل داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
