قید زمانTemporaladverb
zeitweise
[ˈtsaɪtˌvaɪzə]
معانی
1. گاهبهگاه، هر از چندی؛ بهطورِ موقتبیشتر▾
• Es regnet heute zeitweise.امروز گاهبهگاه باران میبارد.
• Zeitweise war die Autobahn wegen eines Unfalls voll gesperrt.بزرگراه بهخاطرِ یک تصادف بهطورِ موقت بهطورِ کامل بسته بود.
• Zeitweise litt die Wirtschaft des Landes unter erheblichen Rückgängen, bevor sie sich in den folgenden Jahren wieder stabilisierte.اقتصادِ کشور بهطورِ ادواری دچارِ افتهای قابلتوجهی شد، پیش از آنکه در سالهای بعد دوباره تثبیت شود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
