اسمNomen

Zensur

die/[tsɛnˈzuːɐ̯]
جمع: Zensuren
ملکی: Zensur

معانی

• Er hat eine gute Zensur in Mathematik bekommen.او در ریاضی نمرهٔ خوبی گرفت.
• Am Ende des Schuljahres bekommen die Schüler ihre Zensuren im Zeugnis.در پایانِ سالِ تحصیلی، دانش‌آموزان نمره‌هایشان را در کارنامه دریافت می‌کنند.
• Manche Bildungsexperten kritisieren, dass Zensuren allein die tatsächlichen Fähigkeiten eines Schülers nur unzureichend widerspiegeln.برخی از کارشناسانِ آموزشی انتقاد می‌کنند که نمره‌ها به‌تنهایی توانایی‌های واقعیِ یک دانش‌آموز را به‌درستی نشان نمی‌دهند.
• In diesem Land gibt es strenge Zensur.در این کشور سانسورِ سختی وجود دارد.
• Die Journalistin kämpfte ihr ganzes Leben lang gegen die staatliche Zensur.این روزنامه‌نگار تمامِ زندگی‌اش را با سانسورِ دولتی مبارزه کرد.
• Die Aufhebung der Zensur nach dem Ende der Diktatur ermöglichte erstmals seit Jahrzehnten eine freie Presse.لغوِ سانسور پس از پایانِ دیکتاتوری، برایِ اولین بار پس از چند دهه، امکانِ مطبوعاتِ آزاد را فراهم کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی