اسمNomen
Zentner
der/[ˈtsɛntnɐ]
جمع: Zentner
ملکی: Zentners
معانی
1. قنطار (واحدِ وزن؛ در آلمان پنجاه کیلوگرم، در اتریش و سوئیس صد کیلوگرم)بیشتر▾
• Der Bauer verkauft einen Zentner Kartoffeln.کشاورز یک قنطار (پنجاه کیلو) سیبزمینی میفروشد.
• Im letzten Herbst erntete die Familie mehrere Zentner Äpfel von ihren eigenen Bäumen.پاییزِ گذشته، خانواده چندین قنطار سیب از درختانِ خودشان برداشت کرد.
• Obwohl die metrische Tonne die traditionelle Maßeinheit des Zentners längst abgelöst hat, wird sie in der Landwirtschaft noch gelegentlich verwendet.هرچند تُنِ متری مدتهاست جایگزینِ واحدِ سنتیِ قنطار شده، اما در کشاورزی هنوز گاهی از آن استفاده میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
