اسمNomen
Zentrum
das/[ˈtsɛntʁʊm]
جمع: Zentren
ملکی: Zentrums
معانی
1. مرکز، وسط (نقطهٔ میانیِ چیزی)بیشتر▾
• Der Punkt liegt genau im Zentrum des Kreises.نقطه دقیقاً در مرکزِ دایره قرار دارد.
• Die Statue steht im Zentrum des Platzes.مجسمه در مرکزِ میدان قرار دارد.
• Alle Kräfte, die auf das Objekt wirken, lassen sich rechnerisch auf das Zentrum seiner Masse zurückführen.همهٔ نیروهایی که بر جسم وارد میشوند، از نظرِ محاسباتی میتوان به مرکزِ جرمِ آن نسبت داد.
2. مرکزِ شهربیشتر▾
• Wir treffen uns im Zentrum.ما در مرکزِ شهر همدیگر را میبینیم.
• Am Wochenende ist das Zentrum der Stadt immer sehr belebt.آخرِ هفته مرکزِ شهر همیشه خیلی شلوغ است.
• Der historische Stadtkern, der das Zentrum bildet, steht seit Jahrzehnten unter Denkmalschutz.هستهٔ تاریخیِ شهر که مرکزِ آن را تشکیل میدهد، از دههها پیش تحتِ حفاظتِ میراثِ فرهنگی است.
3. کانون، هستهٔ اصلی، مرکزِ توجه/فعالیت (بهطورِ مجازی)بیشتر▾
• Diese Universität ist ein wichtiges Zentrum der Forschung.این دانشگاه یک کانونِ مهمِ پژوهش است.
• Die Stadt entwickelte sich im Laufe der Jahrhunderte zu einem bedeutenden Zentrum des Handels.شهر در طولِ قرنها به یک کانونِ مهمِ تجارت تبدیل شد.
• Das Institut gilt weltweit als eines der führenden Zentren der Krebsforschung.این مؤسسه در سطحِ جهانی یکی از پیشروترین کانونهای تحقیقاتِ سرطان بهحساب میآید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
