اسمNomen
Zeremonie
die/[tseʁemoˈniː]
جمع: Zeremonien
ملکی: Zeremonie
معانی
1. مراسم، تشریفات (آیینِ رسمی)بیشتر▾
• Die Hochzeit war eine schöne Zeremonie.عروسی مراسمِ زیبایی بود.
• An der Zeremonie zur Eröffnung des neuen Museums nahmen viele wichtige Gäste teil.در مراسمِ افتتاحِ موزهٔ جدید، مهمانانِ مهمِ زیادی شرکت کردند.
• Die traditionelle Zeremonie, die seit Jahrhunderten unverändert praktiziert wird, gilt vielen Einheimischen als heiliger Bestandteil ihrer Kultur.این مراسمِ سنتی که قرنهاست بدونِ تغییر برگزار میشود، برایِ بسیاری از بومیان بخشِ مقدسی از فرهنگشان بهحساب میآید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
