اسمNomen

Zerrung

die/[ˈtsɛʁʊŋ]
جمع: Zerrungen
ملکی: Zerrung

معانی

• Der Arzt stellte eine Zerrung fest.پزشک یک کشیدگیِ عضله تشخیص داد.
• Wegen einer Zerrung im Oberschenkel muss der Spieler das nächste Spiel aussetzen.بازیکن به‌خاطرِ کشیدگیِ ران باید بازیِ بعدی را از دست بدهد.
• Eine leichte Zerrung heilt meist innerhalb weniger Tage, wenn der betroffene Muskel geschont wird.یک کشیدگیِ خفیف معمولاً ظرفِ چند روز خوب می‌شود، به‌شرطی که عضلهٔ آسیب‌دیده استراحت داده شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی