اسمNomen

Zerstörung

die/[tsɛɐ̯ˈʃtøːʁʊŋ]
جمع: Zerstörungen
ملکی: Zerstörung

معانی

• Der Krieg brachte viel Zerstörung.جنگ ویرانیِ زیادی به همراه آورد.
• Nach dem Hurrikan sahen die Bewohner das ganze Ausmaß der Zerstörung an ihren Häusern.بعد از طوفان، ساکنان کلِ وسعتِ تخریبِ خانه‌هایشان را دیدند.
• Die systematische Zerstörung der historischen Altstadt gilt bis heute als eines der größten Kulturverbrechen des Krieges.تخریبِ سیستماتیکِ شهرِ تاریخیِ قدیم تا امروز یکی از بزرگ‌ترین جنایاتِ فرهنگیِ آن جنگ به‌شمار می‌رود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی