اسمNomen
Zerstreuung
die/[tsɛɐ̯ˈʃtʁɔɪ̯ʊŋ]
جمع: Zerstreuungen
ملکی: Zerstreuung
معانی
1. سرگرمی، تفریح، تفنن (چیزی که حواس را از غم/کار پرت میکند)بیشتر▾
• Nach der Arbeit sucht er ein bisschen Zerstreuung.بعد از کار، او کمی دنبالِ سرگرمی میگردد.
• Sie ging ins Kino, um nach dem stressigen Tag etwas Zerstreuung zu finden.او به سینما رفت تا بعد از یک روزِ پراسترس کمی سرگرمی پیدا کند.
• In Zeiten großer Trauer suchte er verzweifelt nach Zerstreuung, ohne zu merken, dass er seinem eigentlichen Schmerz damit nur auswich.در روزهای عزاداریِ سنگین، او ناامیدانه دنبالِ سرگرمی میگشت، بدونِ اینکه متوجه شود فقط دارد از دردِ واقعیاش فرار میکند.
2. [فیزیک/نورشناسی] پراکندگی، پخشِ نور (Dispersion)بیشتر▾
• Die Linse bewirkt eine Zerstreuung des Lichts.عدسی باعثِ پراکندگیِ نور میشود.
• Beim Durchgang durch das Prisma kommt es zu einer deutlichen Zerstreuung der Lichtstrahlen.هنگامِ عبور از منشور، پراکندگیِ چشمگیریِ پرتوهای نور رخ میدهد.
• Die wellenlängenabhängige Zerstreuung des Lichts in einem optischen Medium ist die physikalische Grundlage für die Entstehung des Regenbogens.پراکندگیِ نور که به طولِ موج بستگی دارد و در یک محیطِ نوری رخ میدهد، اساسِ فیزیکیِ پیدایشِ رنگینکمان است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
