اسمNomen
Zerwürfnis
das/[tsɛɐ̯ˈvʏʁfnɪs]
جمع: Zerwürfnisse
ملکی: Zerwürfnisses
معانی
1. اختلاف، ناسازگاری، دودستگی، مشاجرهٔ عمیق (که رابطهای را میشکند)بیشتر▾
• Zwischen den Brüdern gab es ein Zerwürfnis.میانِ دو برادر یک اختلاف پیش آمد.
• Nach dem Zerwürfnis mit seinem Geschäftspartner musste er die Firma verlassen.بعد از اختلاف با شریکِ تجاریاش، مجبور شد شرکت را ترک کند.
• Das jahrelange Zerwürfnis zwischen den beiden ehemaligen Freunden ließ sich trotz mehrerer Vermittlungsversuche nie wirklich beilegen.اختلافِ چندینساله میانِ آن دو دوستِ سابق با وجودِ چندین تلاش برای میانجیگری هرگز بهطورِ واقعی حل نشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
