اسمNomen

Zeug

das/[tsɔɪ̯k]
ملکی: Zeugs

معانی

• Was ist das für ein Zeug?این دیگر چه چیزی است؟
• Räum endlich dein Zeug vom Boden weg!بالاخره وسایلت را از روی زمین جمع کن!
• In der verstaubten Abstellkammer stapelte sich jahrelang allerlei nutzloses Zeug, das niemand mehr anzufassen wagte.در انبارِ پُرگردوخاک، سال‌ها بود که انواعِ چیزهایِ بی‌مصرف روی هم انباشته شده بود که دیگر کسی جرأتِ دست‌زدن به آن‌ها را نداشت.
• Pack dein Zeug in den Koffer.وسایلت را توی چمدان بگذار.
• Nach dem Training legte er sein nasses Zeug zum Trocknen auf die Heizung.بعد از تمرین، لباس‌های خیسش را برایِ خشک شدن روی شوفاژ گذاشت.
• Bevor sie auszog, verschenkte sie den Großteil ihres alten Zeugs, um mit möglichst wenig Gepäck ein neues Leben zu beginnen.پیش از اینکه نقلِ مکان کند، بیشترِ وسایلِ قدیمی‌اش را بخشید تا با کمترین باروبنه زندگیِ جدیدی را شروع کند.
• Erzähl kein Zeug!چرت نگو!
• Nach ein paar Bier redete er nur noch wirres Zeug.بعد از چند لیوان آبجو، فقط چرت و پرت می‌گفت.
• Je länger die Diskussion dauerte, desto mehr verstrickte er sich in ein Zeug, das mit dem eigentlichen Thema kaum noch etwas zu tun hatte.هرچه بحث طولانی‌تر می‌شد، او بیشتر در حرف‌های بی‌ربطی گیر می‌کرد که تقریباً دیگر ارتباطی با موضوعِ اصلی نداشت.
• Er hat das Zeug zum Fußballstar.او مایهٔ یک ستارهٔ فوتبال را دارد.
• Die Trainerin ist überzeugt, dass die junge Spielerin das Zeug zur Profisportlerin hat.مربی متقاعد است که آن بازیکنِ جوان استعدادِ تبدیل‌شدن به یک ورزشکارِ حرفه‌ای را دارد.
• Kritiker bezweifelten zunächst, dass der unerfahrene Regisseur das Zeug dazu hätte, einen so anspruchsvollen Stoff überzeugend umzusetzen.منتقدان در ابتدا تردید داشتند که آن کارگردانِ کم‌تجربه توانایی‌اش را دارد که چنین موضوعِ دشواری را به‌طورِ قانع‌کننده‌ای اجرا کند.
• Das Zeug für das Kleid ist sehr weich.پارچهٔ آن لباس خیلی نرم است.
• Die Schneiderin kaufte feines Zeug für das neue Kostüm.خیاط پارچهٔ ظریفی برایِ کت‌ودامنِ جدید خرید.
• Aus dem groben Zeug, das früher für Arbeitskleidung verwendet wurde, lassen sich heute erstaunlich moderne Designs schneidern.از پارچهٔ زبری که قدیم‌ها برایِ لباسِ کار استفاده می‌شد، امروزه می‌شود طرح‌هایِ شگفت‌آور مدرنی دوخت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی