اسمNomen
Zeugenaussage
die/[ˈtsɔɪ̯gn̩ʔaʊ̯sˌzaːgə]
جمع: Zeugenaussagen
ملکی: Zeugenaussage
معانی
1. شهادت، اظهاراتِ شاهد (در دادگاه یا نزدِ پلیس)بیشتر▾
• Die Zeugenaussage war sehr wichtig.شهادتِ شاهد خیلی مهم بود.
• Aufgrund widersprüchlicher Zeugenaussagen konnte das Gericht den Fall nicht sofort klären.بهخاطرِ شهادتهای متناقضِ شاهدان، دادگاه نتوانست پرونده را فوراً روشن کند.
• Die detaillierte Zeugenaussage, die erst Monate nach dem Vorfall zustande kam, brachte schließlich neue Erkenntnisse in den ungeklärten Fall.شهادتِ دقیقی که فقط ماهها بعد از حادثه بهدست آمد، سرانجام یافتههای جدیدی به این پروندهٔ حلنشده وارد کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
