اسمNomen

Zickzack

der/[ˈtsɪktsak]
جمع: Zickzacke
ملکی: Zickzacks

معانی

• Das Kind malt einen Zickzack.بچه یک زیگزاگ می‌کشد.
• Der Radfahrer fuhr im Zickzack durch den dichten Verkehr.دوچرخه‌سوار به‌صورتِ زیگزاگ از میانِ ترافیکِ شلوغ رد شد.
• Der Blitz zerriss den Nachthimmel in einem grellen Zickzack, bevor der Donner mit ohrenbetäubender Wucht folgte.برق آسمانِ شب را با زیگزاگی خیره‌کننده شکافت، پیش از اینکه رعد با شدتی گوش‌خراش به دنبالش بیاید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی