صفتAdjektiv
zielbewusst
[ˈtsiːlbəˌvʊst]
| zielbewusst | zielbewusster | am zielbewusstesten |
معانی
1. مصمم، هدفمند، با ارادهبیشتر▾
• Sie ist eine zielbewusste Frau.او زنی مصمم است.
• Er verfolgt seine Karriere sehr zielbewusst.او مسیرِ شغلیاش را خیلی هدفمند دنبال میکند.
• Zielbewusst und mit bemerkenswerter Ausdauer arbeitete sie sich vom Praktikum bis zur Geschäftsführung hoch.او با هدفمندی و پشتکارِ قابلِتوجهی از کارآموزی تا مدیریتِ اجرایی پیشرفت کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
