صفتAdjektiv
zielstrebig
[ˈtsiːlʃtreːbɪç]
| zielstrebig | zielstrebiger | am zielstrebigsten |
معانی
1. مصمم، هدفمند، با پشتکار (در رسیدن به هدف)بیشتر▾
• Sie ist sehr zielstrebig.او خیلی مصمم است.
• Er hat zielstrebig auf seinen Abschluss hingearbeitet.او با پشتکار برای گرفتنِ مدرکش تلاش کرد.
• Trotz zahlreicher Rückschläge verfolgte sie ihr Ziel weiterhin so zielstrebig, dass ihr Erfolg letztlich niemanden überraschte.با وجودِ شکستهای زیاد، او همچنان چنان مصممانه هدفش را دنبال کرد که موفقیتش در نهایت کسی را غافلگیر نکرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
