اسمNomen

Zierde

die/[ˈtsiːɐ̯də]
جمع: Zierden
ملکی: Zierde

معانی

• Die Blumen sind eine schöne Zierde für den Tisch.گل‌ها زینتِ زیبایی برای میز هستند.
• Der alte Brunnen dient heute nur noch als Zierde auf dem Marktplatz.چشمهٔ قدیمی امروز دیگر فقط به‌عنوانِ زینت در میدانِ شهر به‌کار می‌رود.
• Die kunstvoll geschnitzten Figuren an der Fassade sind reine Zierde und haben keinerlei tragende Funktion.پیکره‌های ماهرانه‌تراشیده‌شده روی نمای ساختمان صرفاً تزئینی هستند و هیچ نقشِ باربری‌ای ندارند.
• Sie ist eine Zierde für unsere Schule.او مایهٔ افتخارِ مدرسهٔ ماست.
• Mit seinem Verhalten wurde er zu einer Zierde des ganzen Vereins.او با رفتارش به مایهٔ افتخارِ کلِ باشگاه تبدیل شد.
• Als aufrichtiger und bescheidener Wissenschaftler galt er vielen als Zierde seines Berufsstandes, obwohl er selbst nie viel Aufhebens darum machte.او به‌عنوانِ دانشمندی صادق و فروتن، در نظرِ بسیاری مایهٔ افتخارِ صنفِ خود بود، هرچند خودش هیچ‌وقت زیاد به آن اهمیت نمی‌داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی