اسمNomen

Zimmermädchen

das/[ˈtsɪmɐˌmɛːtçən]
جمع: Zimmermädchen
ملکی: Zimmermädchens

معانی

• Das Zimmermädchen putzt jeden Morgen die Zimmer.خدمتکارِ هتل هر صبح اتاق‌ها را تمیز می‌کند.
• Das Zimmermädchen hat vergessen, frische Handtücher ins Bad zu legen.خدمتکارِ هتل فراموش کرده بود حوله‌های تازه در حمام بگذارد.
• Obwohl das Zimmermädchen den ganzen Flügel allein reinigen musste, war jedes Zimmer bis zum Mittag makellos hergerichtet.با اینکه خدمتکارِ هتل مجبور بود کلِ آن بخش را تنها تمیز کند، هر اتاق تا ظهر بی‌نقص آماده شده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی