اسمNomen
Zimt
der/[tsɪmt]
ملکی: Zimts
معانی
1. دارچین (ادویه)بیشتر▾
• Ich mag Zimt im Tee.من دارچین را در چای دوست دارم.
• Sie streut etwas Zimt über den Apfelkuchen.او کمی دارچین رویِ کیکِ سیب میپاشد.
• Der intensive Duft von Zimt, der aus der Küche strömte, erinnerte sie sofort an die Weihnachten ihrer Kindheit.بویِ تندِ دارچین که از آشپزخانه پخش میشد، بلافاصله او را یادِ کریسمسهای دورانِ کودکیاش انداخت.
2. [عامیانه] مزخرف، حرفِ چرت، چیزِ بیارزشبیشتر▾
• Red keinen Zimt!مزخرف نگو!
• Ich habe keine Lust, mir seinen Zimt anzuhören.من حوصله ندارم به مزخرفاتش گوش بدهم.
• Statt sich mit dem eigentlichen Problem auseinanderzusetzen, redete der Politiker während der ganzen Debatte nur wirren Zimt.این سیاستمدار بهجایِ پرداختن به مسئلهٔ اصلی، در کلِ مناظره فقط مزخرفاتِ درهموبرهم گفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
