اسمNomen

Zins

der/[tsɪns]
جمع: Zinsen
ملکی: Zinses

معانی

• Die Bank zahlt wenig Zins.بانک بهرهٔ کمی پرداخت می‌کند.
• Er muss für seinen Kredit hohe Zinsen zahlen.او باید برایِ وامش بهرهٔ زیادی بپردازد.
• Die Zentralbank erhöhte die Zinsen, um die steigende Inflation einzudämmen, was jedoch die Kreditvergabe an Unternehmen erheblich erschwerte.بانکِ مرکزی نرخِ بهره را برایِ مهارِ تورمِ رو‌به‌افزایش بالا برد، که این کار اعطایِ وام به شرکت‌ها را به‌طورِ چشمگیری دشوارتر کرد.
• Er zahlt jeden Monat seinen Zins.او هر ماه اجاره‌بهایش را می‌پردازد.
• In Wien nennt man die Miete oft einfach Zins.در وین، اجاره‌بها را اغلب فقط Zins می‌نامند.
• Nach dem alten österreichischen Mietrecht war der Zins für viele Altbauwohnungen gesetzlich gedeckelt.طبقِ قانونِ اجارهٔ قدیمیِ اتریش، اجاره‌بهایِ بسیاری از آپارتمان‌های قدیمی از نظرِ قانونی سقف داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی